بعضی اوقات تنهایی تا مغز استخوانت نفوذ میکند و تو با هیچ گرمایی گرم نمی شوی .در و دیوار خسته شدنند از انعکاس صدای من و دلم بیمار از ضجه های شبانه . کی سحر می آید بر فراز خرابه های خود ساخته ی قلب من . شور جوانی رفت و نگاهم را که روزی خیس از عشق بود . سرمای دی با خود برد ...

این روزها خاکستری ام ...