ديدی که چه ساده

اولين پرستوی مهاجر

عاشق نگاه خيس تو شد !!؟؟

کاش می ديدی !!

التهاب نگاهش در پس پنجره

گويای دل اکنون اش بود .....

احساس می کنم اگر ننويسم ، باد هم حضورم را جدی نگيرد !! ۴/۳/۸۵