چهره ات در برگ ها نهان بود

برگ ها را يکان يکان چيدم تا به کنارت بيايم

آخرين برگ را که چيدم ، رفته بودی

آن گاه از برگ ها ی چيده شده گل تاجی بافتم

کسی را نداشتم تا به او بدهم آن را

بر تارک خود آويختمش .....