بانو

بانو ...

با شما هستم .

یادت هست ؟ !

آن روز

در آن شهر پر عطر بهار نارنج را می گویم .

یادت هست ؟ !

ولی من خوب در یادم هست ؛

که چگونه در چشمان خیسم نگریستی ؛

و دروغ را از برای من ، تفسیر کردی .

یادت هست ؟ !

ولی من خوب در یادم هست ؛

که چگونه میان بازوان لرزانم لمیدی ؛ 

و خیانت را از برای من ، تعبیر کردی .

یادت هست ؟ !

ولی من خوب در یادم هست ؛ 

که چگونه وقت رفتن سینه را از عطر تنت  لبریز کردم ؛

و از برای تو مردن را ، ترسیم کردم .

یادت هست ؟ !

ولی من تا نفس باقیست ، در یادم هست .

 

 

شاعر بد نام شهر آفتابی تو ؛ خود و شعرهایش را خواهد سوزاند تا از خاکسترش ققنوس دیگری بیافریند ...

 

 

 

/ 17 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سورنا

تبادل لینک با وب جدیدم...خدا را هجی کن... لینکت کردم

سورنا

تبادل لینک با وب جدیدم...خدا را هجی کن...http://heji.persianblog.ir/ لینکت کردم

شقایق

سلام تقریبا کل نوشته ها تو نگاهی کردم نمی دونم از خودتونه یا نه اما از هر کسی هست دل نشینه چون از دل برخواسته

ندا مشایخی

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه دردیست ... سلام . شعر هاتو خودت مینویسی ؟ خیلی قشنگه !

ژامک

سلام دوست عزیزم ممنون که بهم سری زدی تازه آپ شدم مدتی بود که نبودم. خیلی مطالبی که مینویسی جالبه چندین تا را چندین بار خوندم . خواستی با هم تبادل لینک بکنیم خوشحال میشم موفق باشی بایییییییییی

سارا

سلام دوست عزیز از اینکه به وبلاگم امدی و نظر دادی متشکرم من دیر به دیر آپ میشم منتظر حضور سبزتون به وبلاگم هستم موفق و پایدار باشید شاد زی[گل]

سورنا

عمو سعید این بانو کار خودته؟..عجب روشن کلامش...

جواد محفوظی نژاد

سلام من با شما وجه مشترکی داریم من جواد محفوظی نژاد هستم . بعد از پنج سال تازه چند روزه که از زندان آزاد شدم, امیدوارم از قفس نفس آزاد بشم. امروز اسم خودم رو جستجو میکردم ببینم تمام سوابق حوزوی و دانشگاهی رو پاک کردن به طور اتفاقی شعرهای زیبای شما رو خوندم, اشکی ریختم بغضم ترکید, آخه بعد از 25 سال تحصیل و تدریس حالا فقط اجازه دادن نفس بکشم باز هم خدا رو شکر که من مثل پدر و پدر بزرگم زحمت کشیده و الان جوشکاری و بنایی و خیلی کارهای انجام میدم, از اشعار زیبای شما خیلی خوشم آمد به امید دیدار