دل من همی داد گفتی گواهی

که باشد مرا روزی از تو جدایی

جدایی گمان برده بودم ولیکن

نه چندان که یکسو نهی آشنایی

 

این روزها خیلی تنهام . سکوت در و دیوار مرا تا قعر تنهایی می برد . دل می خواهد فریاد بزند ولی بغض راه گلو را بسته ....

/ 3 نظر / 5 بازدید
بهار

دوست عزیز ممنون از حضورت در وبلاگم اما هر کاری می کنم وبلاگت درست باز نمی شه و جز حروفی در هم و برهم چیزی از وبلاگت نمی بینم البته عکسهای قشنگی داره

بهار

دوست عزیز ممنون از حضورت در وبلاگم اما هر کاری می کنم وبلاگت درست باز نمی شه و جز حروفی در هم و برهم چیزی از وبلاگت نمی بینم البته عکسهای قشنگی داره

بهار

مثل اینکه دستگاه من مشکل داره