...

سه کلمه
       سه سکوت
             یک سیلاب بی انتها
و تو ...
      که رها و گریان
             در بامدادی ژرف

میگذری بر پهنه پنهان این سیلاب بی انتها ...
/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سورنا

سلام...با پست قبلیت خیلی حال می کنم....دم شما گرم... یه پست زدم توو مایه های پستهای خودت....

سپیده

سلام بعداز تبریک عید[گل]می خواستم بگم یه آپ جدید و باحال کردم بعد از کلی وقت بیا ببین[لبخند][گل]

صهبا رحیمی

سلام متاسفم برای دیر سرزدنم یک سالی از حال و هوای این حوالی دور بودم با افتخار لینک شدید

صدای بی صدا

یک سکوت و یک دریای طوفانی و من و تو که رها گشته ایم در این سیلابه تقدیر تو بگو ایا شنا میدانی

مهـــــــــــــــربان

بید مجنون گریان هنوز در همان حوالی اشک می ریزی؟ سر بلند کن مجنون این خانه را از اشک برد ................................ درود بر دلی که عاشق و سری که در شور ماند

سورنا

رفتي...نمي دونم كجا...ولي آپم...[گل]

میثم

سه کلمه سه سکوت عالی بود سعید جان