زندگی با ماجراهای فراوانش

ظاهری دارد به سان بيشه ای بغرنج و در هم بافت

ماجراها گونه گون و رنگ وا رنگ است

چيست اما ساده تر از اين ، که در باطن

تار و پود هيچی و پوچی هم آهنگ است !!!

دنيا هر چقدر دلش می خواد لج بازی می کنه ولی ياد نگاهت هميشه آرومم می کنه ......

هنوزم با غزلی زنده ام وبا غزلی شاد ......

بازم نوار و صدای ناظری و شجريان ....

بازم سه تار و گوشه اتاق ....

بازم فقط صدات ، با ياد نگاهت ....

/ 7 نظر / 3 بازدید
فریبا

يه سکوت عاشقونه/همه ی اشکا روونه/سرخه از گريه ها گونه/راز غمهای تو رو/فقط خود خودت می دونه...يا حق

seti

نگاه...سه تار..نوا... تنهايی تو..عشق! اینا همه قسمتی از سر شاری زندگی ِ...

seti

راستی الان ديدم..مرسی برای لينک..

ماهی کوچولو

سلام داداشی سعيد ممنون که پيشم اومدی ... به من گفت بيا / به من گفت بمان / به من گفت بخند / به من گفت بمير / امدم / ماندم / خنديدم / مردم ... هميشه خدايی باشی بازم پيشم

آري , چشمهايم مي نويسند...

سلام... خوبي سعيد عزيز...؟ ممنون كه بهم لطف مي كني و سر ميزني... من آپم.. اما اينبار متفاوت با هميشه... شايد وقتي اومدي و ديدي , فكر كني خل شدم... اما اعصابم داغونه... خنده داره...مگه نه؟... اما ديگه چيكار كنيم... به سرم زد و اينجوري آپ كردم... در هر صورت خوشحال ميشم بياي و ببيني... شايدم بخندي.... بازم مي گم: متفاوت آپ كردم...

روح ا...

سلام... شعر من تو ما بيای خوشحال ميشم